من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
و از این غربت تلخ
که به اجبار به پایم بستند
می گریزم از شب
می گریزم از عشق
و تو ای پاک ترین خاطره ها
همه جا در پی تو می گردم
چقدر دلم باران مي خواهد ...شايد با همان حال و هواي لطيف هميشگي دستي بر دلم بكشد
و به گماني زير و رويش كند چقدر دلم ميخواهد
به جاي نشستن بروم و زير باران قدمي بزنم و با دلم خلوت كنم . باران بر صورتم بنشيند
و حسي ناب از زندگي و طراوت را در وجودم تازه كند .
دوست دارم از اين كالبد بي رنگ بيرون آيم و رنگي تازه برزندگيم بزنم . رنگي پر از طراوت مهتاب ،
پر از تازگي برگهاي باران خورده ،
پر از خنده هاي سر خوردن در خيابانهاي ليز از باران با چكمه هاي پاشنه بلند. شايد كه
بغضهاي گره بسته دلم باز شود. .از ديوارهاي فاصله
و حرفهايي كه بر دل زخم زد بگذرم و بغضها را همراه با باران فرو بنشانم. باز ديوانگي كنم
و در عمق نگاه مهربانت گم شوم و توان پيدا كنم
كه دوست داشتنت را فرياد زنم و بگويم كه چقدر دلم برايت حتي در لحظه هاي
با هم بودن تنگ مي شود
و باز برايت بگويم كه چقدر به تو فكر مي كنم و دلم خیلی براي آن روزها تنگ شده...
كاش مي فهميدي...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 14:57  توسط شیما
|
سلام به همه دوستای خوبم
امروز خیلی خیلی خوشحالم چون بالاخره با کمک برادر خوبم منم وبلاگ دار شدم
از علی خوب به خاطر همه مهربونیاش تشکر می کنم که اینقدر همپا و همدله . امیدوارم این وبلاگ با کمک همه شما بهترین وبلاگ دنیا بشه .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:31  توسط شیما
|
سعادت
در انتهاي زندگي
بن بستي است
به اندازة يك دنيا
كه تنها دل كوچك عاشق آن را مي شناسد.
*
سعادت دست هاي توست
كه در عطش زار بي كسي
بر چهره ام مي ريزد.
*
زندگي وسعت دست هاي توست
كه مرا در خود گم مي كند.
*
من ايمان كوچك عشق ام
كه تمام زمين را پر مي كنم
و زمان را
كه غريبانه و ناگزير مي گذرد.
به جستجوي تو مي روم
از خم و پيچ كوره راه ترديد
خستگي هم اگر بار شانه شود
باكي نيست
رفيق راهش خواهم كرد.
*
تو اون شب نگاهت
ستاره بارونم كن
رو سفرة محبت
دوباره مهمونم كن
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:15  توسط علی
|
با تو ...
:: وقتي در آغوشات
غوطه ميخورم،
در نگاهات
غرق ميشوم،
و در نفسهات
آتش ميگيرم؛
آنگاه...
خداوند را
روي نزديكترين ابرها،
و خود را
روي بلندترين قلهها
احساس ميكنم...
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:12  توسط علی
|